99 الناصبین - شیعه مذهب برتر Shia is super relegion
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
[ و به مردى که از او خواست تا پندش دهد فرمود : ] از آنان مباش که به آخرت امیدوار است بى آنکه کارى سازد ، و به آرزوى دراز توبه را واپس اندازد . در باره دنیا چون زاهدان سخن گوید ، و در کار دنیا راه جویندگان دنیا را پوید . اگر از دنیا بدو دهند سیر نشود ، و اگر از آن بازش دارند خرسند نگردد . در سپاس آنچه بدان داده‏اند ناتوان است ، و از آنچه مانده فزونى را خواهان . از کار بد باز مى‏دارد ، و خود باز نمى‏ایستد ، و بدانچه خود نمى‏کند فرمان مى‏دهد . نیکوان را دوست مى‏دارد ، و کار او کار آنان نیست و گناهکاران را دشمن مى‏دارد ، و خود از آنان یکى است . مرگ را خوش نمى‏دارد ، چون گناهانش بسیار است و بدانچه به خاطر آن از مردن مى‏ترسد در کارست . اگر بیمار شود پیوسته در پشیمانى است ، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانى . چون عافیت یابد به خود بالان است ، و چون گرفتار بلا شود نومید و نالان . اگر بلایى بدو رسد ، به زارى خدا را خواند ، و اگر امیدى یابد مغرور روى برگرداند . در آنچه در باره آن به گمان است ، هواى نفس خویش را به فرمان است ، و در باره آنچه یقین دارد در چیرگى بر نفس ناتوان . از کمتر گناه خود بر دیگرى ترسان است ، و بیشتر از پاداش کرده او را براى خود بیوسان . اگر بى نیاز شود سرمست گردد و مغرور ، و اگر مستمند شود مأیوس و سست و رنجور ، چون کار کند در کار کوتاه است و چون بخواهد بسیار خواه است . چون شهوت بر او دست یابد گناه را مقدّم سازد ، و توبه را واپس اندازد و چون رنجى بدو رسد از راه شرع و ملّت برون تازد . آنچه را مایه عبرت است وصف کند و خود عبرت نگیرد ، و در اندرز دادن مبالغه کند و خود اندرز نپذیرد . در گفتن ، بسیار گفتار ، و در عمل اندک کردار در آنچه ناماندنى است خود را بر دیگرى پیش دارد ، و آنچه را ماندنى است آسان شمارد . غنیمت را غرامت پندارد و غرامت را غنیمت انگارد . از مرگ بیم دارد و فرصت را وامى‏گذارد . گناه جز خود را بزرگ مى‏انگارد و بیشتر از آن را که خود کرده ، خرد به حساب مى‏آرد ، و از طاعت خود آن را بسیار مى‏داند که مانندش را از جز خود ناچیز مى‏پندارد . پس او بر مردم طعنه زند و با خود کار به ریا و خیانت کند با توانگران به بازى نشستن را دوست‏تر دارد تا با مستمندان در یاد خدا پیوستن . به سود خود بر دیگرى حکم کند و براى دیگرى به زیان خود رأى ندهد ، و دیگران را راه نماید و خود را گمراه نماید . پس فرمان او را مى‏برند و او نافرمانى مى‏کند . و حق خود را به کمال مى‏ستاند و حق دیگرى را به کمال نمى‏دهد . از مردم مى‏ترسد ، نه در راه طاعت خدا و از خدا نمى‏ترسد در راه طاعت بنده‏ها . [ و اگر در این کتاب جز این گفتار نبود ، براى اندرز بجا و حکمت رسا ، و بینایى بیننده و پند دادن نگرنده اندیشنده بس مى‏نمود . ] [نهج البلاغه]

بنام خدا

فرازهایی در این زیارت وجود دارد که پیام عاشورا دراین عبارات بیشتر متبلور است . یکی از بارزترین آنها این است که میشود بیان کرد که بر گرفته از فرهنگ و روح قرآن است...

 برئت الی الله و الیکم منهم و اتقرب الی اللهثم الیکم بموالاتکمو موالاه و لیکم وبالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم وولی لمن والاکم عد و لمن عاداکم فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم و رزقنیالبرائه من اعدائکم ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره و ان یثبت لی عندکم قدم صدقفی الدنیا و الاخره....... یعنی: بیزاری می جویم از آنها(جنگ افروزان)و از خداوندتقرب می جویم و سپس دوستی با شما و دوستی دوست شما و بیزاری از دشمنان شما و جنگ افروزان و برپاکنندگان نبرد با شما و بیزاری از همراهانشان ؛ من صلح هستم با هر که مسالمت دارد با شما و دشمنم با آنکه با شما در نبرد است پس درخواست میکنم از خدایی که گرامی داشت مرا به معرفت و دوستان شما و به من روزی بیزاری از دشمنانشان را واینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و ثابت و پابرجا بدارد نزد شما قدم راستی مرا در دنیا و آخرت. یکى از اصولى که قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبىها و تنفر از بدان و بدى ها است . قرآن مى فرماید: فلمّا تبیّن له انّه عدوّ للّهتبرّء منه انّ ابراهیم لاوّاه حلیم آن گاه که براى ابراهیم آشکار شد که او دشمن خداست از او بیزارى جست ، با آنکه ابراهیم بسیار دلسوز و بردبار است پیامبر (ص)ماءمور است که به مشرکان بگوید: انّنى برىٌ ممّا تشرکون من ازآنچه شما شریک خدا قرار مى دهید بیزارم. البته نکته دیگری که می توان به آن توجه داشتادامه مطلب...



::: سه شنبه 87/10/10 ::: ساعت 11:36 عصر ::: ردپای دوستان: ردپا